::: مرز ۲ ستیغه‌ی t

 

- که- خم می‌شود

زمـ~ـان؛

می‌پیچیم ما

به آینده‌امان

=====================

آمار

اشکواره‌ی چشیدن...

روانه 

آشوب

/ 7 نظر / 4 بازدید
ژاله

حوصله کنید ! می خواهم فقط مضمون گریه های شما را ادامه دهم ، با من می آیید ؟! ما به خودمان مربوطیم ، پشت سرمان حرف است ، هوای بد است ، حدیث است ما از پی رد پای باد نرفته ایم ، نمی رویم . ما دوست داریم ، علاقه داریم . می رویم کنج یک جای دور ، رویاهامان را یواشکی برای هم شبیه ترانه می خوانیم . ما به خودمان مربوطیم . ما زیر باران نشسته ایم طوری که شما فکر می کنید ما داریم رو به دریا گریه می کنیم . به روزم

آيينه

اول از همه ممنون به خاطر اينهمه دقت نظرتون دوم بايد بيام و سر فرصت بخونم و کامل نظر بدم

سايه

چه خوب است که در هر نقطه از این منحنی ... خطی باشیم ... عمود.

مريم

ميپيچيم میپيچيم بين اين هممممممه آينده ی مجهول ذهن کمرمان خم شد مُرديم کِی تمام ميشود؟!!

صبا

معذرت می خوام منظورتو نمی فهمم؟!

رویا

چنان در هم می پيچيم،که گريزی از آن نيست تا ابديت.