»»» ناسزای پيرزن صورتی

 

آن شمالين

... گُـربـه‌(هـا)ی پـدرسـوخته‌اش

آن جنوبين

... شکوفه‌های ميوه سوخته‌اش

صدای سياهو سفيدراديو سوخته‌اش٫٫٫

 

کنون گوييآ ولی

آوار و شيشه و آهن‌-پـار

فرشيدنِ نو!! به کهنه ديوار آجرش. 

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیب سرخ

تصور گربه ی شمالين پر سوخته برايم جالب آمد .

يلدا

يلدا دوست داره بدونه که ديواری هم باقی مانده ؟

ملکه سبا

با چراغ خاموش آمده بودی ،‌خیال اَم روشن بود .. ندیدی!

monolisa_ls2

حتی صدايش هم............ .نورانی واميدوار ...بايد عادی عادی بگوييم چقدر زيبا بود

یه غریبه

سلام..اشعارت خاصه .و اينه که متفاوتش کرده

هوشنگ

سلام خوب مي نويسی خدای نشسته بر منبر گچی!

Parisa

قبلی رو دوست داشتم ؛ حباب ژله ای

faraz

پير زن و خاطرات تنهايش