ooo چارسوی قل (ها)

 

سفيدند؛

کلسيم‌های شکسته*

نـورهـای آشـفـته

دود عــود

هست بود

 

و مـن؟

بسته به نابستگی!

از نبستگی

----------------------------------------

* دايه

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

شما الکترونيک خوندين؟...نوشته هایتان چون تابع ضربه است

شاپرک

تو حتی آيين نگارش خودت را داری... همه چيز اينجا شخصی و خصوصی ست. تو هم انگار قصد کرده ای آدرس دنيايت را به کسی ندهی.

فرساش

کاش مي شد آواز کرد که براي دل خون شدن نيامده ايم کاش مي شد بگوييم فقط براي مجنون شدن نيامده ايم به منم سر بزن عزیز خوشحال میشم

فرهام

حس عجيبی القاء می کند اين کار... عبور و شاید سکوت توام با فریاد ... قشنگ بود.

او

جز سکوت و فکر کاری ازم بر نمياد

فراز

نهايت بستگی کجاست؟

سيب سرخ

دير امده ام . چند پستی هست که از دستم در رفته و سر خورده اند .بيخيال همه شان را دارم حالا با دقتی که حرفهايتان ميطلبد ميخوانم ... پايدار بمانيد .