»»» باز "بوخت اردشير"

(ويژه‌ی چهلم استاد منوچهر آتشی)

 

چگان؟

چرخش سرنوشت!

چگان٫

 گويش پـای‌نوشت!

از آن پيشخوان‌نوشته‌ها

و آن هيچ‌خوان نگفته‌ها

بدست نديده‌ها!

ز خنجری؛ حنجره...

/ 10 نظر / 16 بازدید
سرگشته

سلام داشتم فکرميکردم شعرهای شما خيلی سخت تر شده .....اما هنوز هم برام جالبه شما زبان شعری خاص خودتان داريد

باروون درخت نشین

خوب حداقل یک نفر بیادش هست، خدا بیامرزدش و دستت درد نکنه ... راستی من اپم خوشحال میشم ببینمت!

Roya

باشد ،اثری در اين جهان به يادگار.همه خوان ده ايم.

محمود

سلام . از اینکه با وبلاگ شما آشنا شدم خیلی خیلی خوشحالم ... به ما هم سر بزن و خوشحال میشیم که یه لینک هم به ایران سهراب بزنی ... برای تشکر از نوشته هات فقط می تونم بگم که : آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي

ودود

زبان در کام بر هول شگفت واژه می لغزد ...

faraz

سلام..سرنوشت را چه کسی رقم خواهد زد..

صبا

تلخ است نگفته ها....

دريا

او رفته است. اما نه از يادها.