»»» کوزه‌ی نمک/ کوزه‌ی زغال

 

رشته‌های سرخ شدن از هم

برای گردن سبزی

...پـَرآيی٬

می‌شکستن٬

سوختن ناخواهی!

/ 44 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا نسيم

هی تو که نمی خوای با من قايم موشک بازی کنی؟ می کنی؟بالاخره يه روز چراغهار و من روشن می کنم توکه هميشه خاموش نمی مونی!

جواد و بهروز

سلام متن زيبايي بود خوشحال ميشم به ما هم سر بزني او را بگوييد که نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام !!!

شاپرک

سلام فانوس پس تو کجايی؟!!! خوبی؟

سيب سرخ

همچنان...خاموش! شما را چه ميشود ؟

سايه

کجااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااايی؟

s0mayeh

دختــــــری با چــــــشمان ســــــبز می دانم که انـــــــسانها خـــــــود را می گریزانند از معـــــــرکه تا شاید کسی فریادرسی شود !!! هســـــــتند پاکیهایی که هرگز ندانید و خود نروید ســـــــراغشان این است که ما در کار او مات و مبهم می مانیم خود بجنگ با افسار خویشتن با زرهی که منیّت تو برایت ســـــــاخت دختری با چشمان ســـــــبز } از عدالت، از نفـــــــس ، از بودن مـــــــی گوید:} http://somayehf17.blogfa.com

رويابيژنی

دلتنگ شعرهايتان هستم .نيستيد؟