ooo جزر آينده

 

مخرج مشترک گذشته‌اشان

سوسو می‌زند٬ چه‌ام

ستاره‌ها

 

شن خيسـِ هنوز

که وول می‌زند

زير کمرم

و می‌شرجی‌د گوش‌هاام

نجوای منهای آفـِتاب

پيش از مد

/ 8 نظر / 15 بازدید
لادن

سلام.مرسی که به وبلاگ من سر زديد.اميدوارم که به قول شما بتونم اشاعه گر خوبی باشم البته با کمک خدا.

راضيه

سلام چراغ خاموش عزیز.....

سايه

می بینی سوسواشان .... با مد کم و زياد می شود!

رويا

حس خوش گرمای شنهای خرداد،جزر ومد که سهل است ،نگرانی آينده را هم به دست فراموش ميسپارد.

باروون درخت نشین

بالاخره از میون معنای لغت های سخت ، چیزی که ساده فهم و رون باشه رو نوشتی، لحظه ای واقعا ساده که تمام ارکانش به وصف کشیده شده و ادم رو دقیقا توی مکان اون لحظات میبره!! واقعا لذت بردم، ... خوب و خوش باشی!!!

فانوس خاموش ..

زجه می زدم ... همه مان زجه می زدیم در ازلی ترین دیدارمان با نور و تولد ، تنها شباهتمان بود ... آمدیم بی اختیار و سرشار و فروختیم معصومیت را در ازای بیگاری برای جهان فروختیم چه آسان ! ...